تازه‌ترین سروده استاد ادیب برومند 

از دل و جان دوستدار کشورم / دوستدار کشوری نام آورم

نام او از روزگار باستان / بوده بس فخرآفرین در دفترم

نام این بشکوه مرز جان فزای / بسترد گرد ملال از خاطرم

کوه‌های سربلندش آکنند / پهلوانی فر غروری در سرم

عاشقم بر کوهسارانش به جان / وآن غروب دلکش زرین فرم

آتش افشاند دماوندم به بر / گر نباشد مهر ایران همبرم

سر نهم بر دامن البرز کوه / تا سراید قصه از زال زرم

بوسه بفرستم فراوان با درود / بر دنا، فرخنده بام کشورم

می ستایم کرکس و سیوند را / همچو بینالود زیبا منظرم

سر سپارم بر در الوند کوه / آن که یاد از مادها آرد برم

باد بر زنجیره‌ی زاگرس درود / آن حصار محکم بام و درم

با سمند آذری تازم به شوق / زی سهند آن کوه صولت پرورم

غافلم از قافلان‌کوهش مَدان / کو کند شاد از شکوهی دیگرم

کوه در کوه ِ تنیده با نهیب / می‌خروشد گوییا چون تندرم

می‌خروشد تا کند بیدار خیز / از بداندیشان این بوم و برم

کوه گردونسای مغرور از ثبات / سروری را شُد نمادین رهبرم

واله‌ام بر کوهساران شمال / قصه پردازان ِ توس  و نوذرم

باشدش جغرافیایی  پُرشکوه / سرزمین مهر و مهر خاورم

زنده باد ایران و کُهسارش «ادیب»

یاورش پروردگار داورم